...
عشق یعنی در میان صدهزاران مثنوی
بوی یک تک بیت ناگه مست و مدهوشت کند“
شعری زیبا از استاد علیرضا اذر
نقش یک مردِ مرده در فالت
توی فنجان ِ مانده بر میزم
خط بکش دور مرد دیگر را
قهوه ات را دوباره میریزم
زندگی از دروغ تا سوگند
خسته از زیرو روی رودررو
زیر صورت هزارها صورت
خسته از چهره های تو درتو
چشم بستی به تخت طاووسم
در اتاقی که شاه من بودم
مرد تاوان اشتباه ات باش
آخرین اشتباه من بودم

بخند
زندگی مانند یک آینه است
هنگامی که در آن لبخند بزنیم بهترین
نتایج را به دست خواهیم آورد
آرزوهایت رو یک جا یادداشت کن
و یکی یکی از خدا بخواه
خدا یادش نمیرود اما تو یادت میرود که
چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بود
حرف نگفته
حرفهای دلم راهرگزکسی نفهمید...,
فقط روزی مورچه هاخواهند فهمید,,
روزی که در زیرخاک گلویم راباتاراج میبرند
شوخى
عشق تو شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد!
زیبا بود امّا شوخی بود!
حالا...... تو بی تقصیری! خدای تو هم بی تقصیر است!
من تاوان اشتباه خود را پس میدهم...
!تمام این تنهایی تاوان « جدّی گرفتن آن شوخی » است.....
مواظب باش...
همیشه، مراقب حرف هایی
که میزنی باش !
مخصوصا وقتی
عصبی یا دلخور هستی ...
بعضی کلمات همچو تَرکِشی می ماند
که کنارِ قلب می نشیند
نمی کُشد !
ولی، تا آخر عمر عذاب می دهد ...
زندگی...

زندگی دفتری از خاطره هاست
چند برگی را تو ورق خواهی زد
ما بقی را قسمت
تنهایی
آرزوهایت رو یک جا یادداشت کن
و یکی یکی از خدا بخواه
خدا یادش نمیرود اما تو یادت میرود که
چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بود

بخند و شاد باش.....
بخـنــد هــرچـنــد غـمـگینــی
بـبخــش هــرچـنـد مـسکینـــی
فـرامـوش کــن هــرچـنــد دلــگیــــری
زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ...
بخنـــد ببخــش و فرامـوش کـــن
هــرچـنــد میدانم ... آســـان نــیســـت.

سادگی
همیـــــشه ســــــــــاده بـــــودم ...
ســــــــــاده ســـــلام ڪـــــردم ...
ســــــــــاده دل دادم ...
ســــــــــاده محبت ڪـــــردم ...
ســــــــــاده بـــــاور ڪـــــردم ...
ســــــــــاده چشــــــم گفتم ...
ســــــــــاده وابستـــــه شـــــدم ...
امــــــــــا ســــــــــخت دلــــــــــم را شڪستند ... !
خیـــــلے ســــــــــخت ... !
ڪــــــــــاش انقـــــدر ســــــــــاده نبـــــودم ...
بی خوابی...
Antoine de Saint-Ex
کاش سر همان ساعت دیروز آمده بودی ..!
اگر مثلا سرِ ساعت 4 بعدازظهر بیایی ، من از ساعت 3 تو دلم قند آب می شود ..
و هرچه ساعت جلوتر برود ، بیشتر احساس شادی و خوشبختی می کنم ..
ساعت 4 که شد، دلم بنا می کند به شور زدن و نگران شدن ..
آن وقت است که قدر خوشبختی را می فهمم ..!!
اما اگر تو وقت و بی وقت بیایی ،
من از کجا بدانم چه ساعتی باید دلم را برای دیدارت آماده کنم ..!!؟
...........
خوب است...
خواب...
زندگی چه می گوید؟
جواب را در اتاقم پیدا کردم،
سقف گفت : اهداف بلند داشته باش!
پنجره گفت : دنیا را بنگر!
ساعت گفت : هر ثانیه با ارزش است!آیینه گفت : قبل از هر کاری به بازتاب آن بیندیش!
تقویم گفت : به روز باش!
در گفت : در راه هدف هایت سختی ها را هُل بده و کنار بزن!
زمین گفت : با فروتنی نیایش کن!
و در آخر، تخت خواب گفت : ولش کن بابا بگیر بخواب.
افسون زندگی
آبی آسمان که می بینم و میدانم که نیست
و
خدایی که نمی بینم و میدانم که هست.
هنوز هستی؟
به غرور و ناز گفتی: تو مگر هنوز هستی؟!
مگسی را کشتم
زندگی
ﺁﻩ ﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ
ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﭘﻮﭼﯽ
ﺍﺯ ﺗﻮ ﻟﺒﺮﯾﺰﻡ
ﻧﻪ ﺑﻪ ﻓﮑﺮﻡ
ﮐﻪ ﺭﺷﺘﻪ ﭘﺎﺭﻩ ﮐﻨﻢ
ﻧﻪ ﺑﺮ ﺁﻧﻢ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﮕﺮﯾﺰﻡ !
کاشششششش :(
تردید.......


MP3 320
MP3 128
.............
MP4 1080
MP4 720
MP4 480
...........
ﺁﺥ ﺩﻟﻢ ﻫﯿﺸﮑﯽ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﻧﯿﺴﺖ ﺳﺮ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ
ﺯﯾﺮ ﻭ ﺭﻭ ﺷﻮ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭ ﺯﯾﺮ ﻭ ﺯﺑﺮ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﻼﻓﻪ ﺍﺕ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﭘﺎﺷﻮ ﺧﻮﺩﺕ باش ﻮ ﺳﻔﺮ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ
ﻫﺮ ﺯﻣﺴﺘﻮﻥ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺭﯾﺸﻪ ﭘﺎبندت ﮐﻨﻪ
ﺷﺎﺧﻪ ﺍَ ﺗﻮ ﺑﺮ ﺩﺍﺭ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﺗﺒﺮ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ
ﯾﺎ بساز و ﺩﻭﻧﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﻣﺮﮒ ﺑﺮﮔﺎﺗﻮ ﺑﺒﯿﻦ
ﯾﺎ ﺑﺴﻮﺯﻭ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﺭﻭ ﺷﻌﻠﻪ ﻭﺭ کن ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ
ﺳﺮﺑﭽﺮﺧﻮﻧﯽ ﻣﺴﯿﺮ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺗﻮ ﺑﺎﺧﺘﯽ
ﺳﺮﺑﭽﺮﺧﻮﻧﯽ ﻣﺴﯿﺮ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺗﻮ ﺑﺎﺧﺘﯽ
ﺍﺯ ﭘﻞ ﺗﺮﺩﯾﺪ ﺑﺎ ﻗﻠﺒﺖ ﮔﺬﺭ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ
ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻧﺪﯼ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎ ﺩﺷﻤﻨﺖ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺖ
ﺁﺥ ﺩﻟﻢ ﻫﯿﺸﮑﯽ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﻧﯿﺴﺖ ﺳﺮ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ
بی بازگشت

پنجره
فراموشی........

یه وقتایی
چشم من :'(
چشـــم من بیــــا مــــنو یــــــــاری بکـــن گونه هام خشـــکیده شـــد کـاری بکن
غــــیر گــــریه مگه کاری می شـه کـــرد کــــاری از مــــا نمــــیاد زاری بکـــن
اونـــکه رفته دیــگه هیـــــچ وقت نمـــیاد تا قیــــــامت دل مــن گـــریه میــــخواد
هــــــــر چی دریــــا رو زمین داره خـــــدا بـــا تــــموم ابــــــــــــرای آسمـــــــونا
کاشــــکی می داد همه رو به چــشم مــن تا چشــــام بــه حـال من گــــریه کــنن
اونـــکه رفته دیــگه هیــــچ وقت نمـــیاد تا قیــــــــامت دل مــن گــــریه میـخواد
قصــــــه ی گذشـــــته های خــــــوب مــن خیلی زود مثل یه خواب تـــموم شــدن
حــــــالا باید ســـــر رو زانـــــوم بـــــذارم تا قیــــــــامت اشک حسرت ببــــــارم
دل هیشـــــکی مـــثل من غـــــــم نـــــداره مثـــــل مــن غــــربت و مـاتم نــــداره
حــــــالا کـــــه گـــــریــــه دوای دردمـــــه چـرا چشمام اشکــــشو کــــــم مــــیاره
اونـــکه رفته دیــگه هیــــچ وقت نمــــیاد تا قیـــــامت دل مــن گریـــه میخــــواد
خورشــــــید روشــــــن مـــا رو دزدیــــدن روی اون ابرای سهـــمگین کشیــــدن
همــــه جـــــا رنــگ ســــــیاه ماتـــــــمه فــــــرصت مونــــدنمون خیلـی کمــــه
ســـــرنوشت چــشاش کــوره نمـی بیــنـــه زخم خنجـــرش می مونه رو ســــینه
لب بسـته ، سینــــه ی غـــــرق به خــــون قصــــــــــــه ی غـــــربت آدم همیــــنه
اونـــکه رفته دیــگه هیــــچ وقت نمــــــیاد تا قیـــــامت دل مــن گریـــه میخـــــواد
جامانده

ای رفته ز دل
باد برد

محرم بهترین ماه
از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟
بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟
اشهد ان لا...شهادت اشهد ان لا ...شهید
محشر الله الله است می دانی چرا؟
یک بغل باران الله الصمد آورده ام
نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟
راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف
راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟
از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست
فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟
از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید
انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟
از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد
باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟
دلگیرم
ﺩﻟﮕﻴﺮﻡ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﻭﻥ ﭘﺴﺮﻱ ﻛﻪ ﺑﺎ 180 ﺗﺎ
ﺳﺮﻋﺖ ﺗﻮﻭ ﺍﺗﻮﺑﺎﻥ ﺩﺍﺩ
ﻣﻴﺰﺩ ﺗﺎ ﺧﻮﺩﺷﻮ
ﺧﺎﻟﻲ ﻛﻨﻪ.
ﺩﻟﮕﻴﺮﻡ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﻭﻥ
ﺩﺧﺘﺮﻱ ﻛﻪ ﻫﺮ ﺷﺐ
ﺳﻔﻴﺪﻱ ﻣﺘﻜﺎﺷﻮ ﺑﺎ
ﺭﻳﻤﻠﺶ ﺳﻴﺎﻩ ﻣﻴﻜﺮﺩ
ﺩﻟﮕﻴﺮﻡ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﺮﺩ 40 ﺳﺎﻟﻪ ﺍﻱ ﻛﻪ
ﺯﻥ ﻭ ﺑﭽﺸﻮ 4 ﻧﻔﺮﻱ ﺳﻮﺍﺭ ﻳﻪ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﻛﺮﺩﻩ
ﺑﻮﺩ ...ﻭ ﺑﺎ ﺣﺴﺮﺕ ﺑﻪ ﺟﻮﻭﻥ 22 ﺳﺎﻟﻪ ﺍﻱ
ﻛﻪ ﭘﺸﺖ ﭘﻮﺭﺷﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻴﻜﺮﺩ
ﻭ ﺍﺯ ﺯﻥ ﻭ ﺑﭽﺶ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﻲ ﺭﻭﻭ ﻣﻮﺗﻮﺭ
ﺟﺎ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﻴﻜﺸﻴﺪ ... ﻭ ﻫﺮ
100 ﻣﺘﺮ ... ﺗﻮﻭ ﺩﻟﺶ 100 ﺑﺎﺭ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺗﻒ
ﻭ ﻟﻌﻨﺖ ﻣﻴﻜﺮﺩ.
ﺩﻟﮕﻴﺮﻡ ﻭﺍﺳﻪ ﺷﻬﺮﻱ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺩﻭﺩ , ﻓﺴﺎﺩ ,
ﺍﺧﺘﻼﺱ , ﻓﺤﺸﺎ , ﺍﻋﺘﻴﺎﺩ , ﻓﻘﺮ , ﺗﻮﺭﻡ ﻭ
ﻫﺰﺍﺭ ﻳﻪ ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺭﻩ ﺩﺳﺘﻮ ﭘﺎ ﻣﻴﺰﻧﻪ ﻭ
ﺩﻳﮕﻪ ﺍﺯ ﭼﻴﺰﺍﻳﻲ ﻛﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﻫﻢ
ﺟـــُـــﻚ ﻣﻴﺴﺎﺯﻩ.
ﺩﻟﮕﻴﺮﻡ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺮﺩﻣﻲ ﻛﻪ ﺗﻮﻭ ﺗﻚ ﺗﻚ ﺧﻮﻧﻪ
ﻫﺎ ... ﺧﻴﺎﺑﻮﻧﺎ ﻭ ﻛﻮﭼﻪ ﭘﺲ ﻛﻮﭼﻪ ﻫﺎﻱ ﺍﻳﻦ
ﺷﻬﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺑﺎﻻ ﺑﺎﻻ ﻫﺎ ﺗﺎ ﺍﻭﻥ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﭘﺎﻳﻴﻨﺎ
ﺩﺍﺭﻥ ﻧﻔﺲ ﻣﻴﻜﺸﻦ ﻭ ﻫﺮﻛﺪﻭﻣﺸﻮﻥ ﻣﻲ
ﺗﻮﻧﻦ ﻳﻪ ﻛﺘﺎﺏ ... ﻳﻪ ﻗﺼﻪ ... ﻳﻪ ﺭﻣﺎﻥ ... ﻳﻪ
ﺗﺮﺍﮊﺩﻱ ﺑﺎﺷﻦ ...
ﺩﻟﮕﻴــــﺮﻡ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﭼﻴﺰﺍ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻨﻲ
ﻧﻴﺴﺖ ... ﻧﻮﺷﺘﻨﻲ ﻧﻴﺴﺖ ...
ﻭﺍﺳﻪ ﭼﻴﺰﺍﻳﻲ ﻛﻪ ﺗﻮ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ ﻭ ﻛﻠﻤﺎﺕ ﻭ
ﺟﻤﻼﺕ ... ﺟـــﺎ ﻧﻤﻴﺸﻪ
ﺭﻓﻴﻖ !!!...
ﺩﻟﮕﻴﺮﻡ
اشک چشم
من
چیزی از عشق مان
به کسی نگفته ام
آنها تو را
هنگامی که در اشک هایِ چشمم
تن می شسته ای،
دیده اند!

ازدحام خیابان

دلم گرفته ای دوست...
دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من
گر از قفس گریزم، کجا روم کجا من؟
کجا روم، که راهی به گلشنی ندانم
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا، من
"نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من"
ز من هرآنکه او دور چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
ستاره ها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من...

نادانی

ماهی
ﺗﺎ ﺩﻫﻨﺸﻮ ﻭﺍ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﺁﺏ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ ﺩﻫﻨﺶ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﺴﺖ ﺑﮕﻪ .
ﺩﺳﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﺁﮐﻮﺍﺭﯾﻮﻡ ﺩﺭﺵ ﺁﻭﺭﺩﻡ .
ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺍﺯ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺑﺎﻻ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﭘﺮﯾﺪﻥ .
ﺩﻟﻢ ﻧﯿﻮﻣﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻨﺪﺍﺯﻣﺶ ﺍﻭﻥ ﺗﻮ .
ﺍﯾﻨﻘﺪﻩ ﺑﺎﻻ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﭘﺮﯾﺪ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺧﻮﺍﺑﯿـــﺪ .
ﺩﯾﺪﻡ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺧﻮﺍﺑﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻨﺪﺍﺯﻣﺶ ﺗﻮ ﺁﺏ.
ﺍﻻﻥ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺘﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻧﺸﺪﻩ ﯾﻌﻨﯽ ﻓﮑﺮﮐﻨﻢ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪﻩ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻤﺶ ﺍﻭﻥ ﺗﻮ ﻗﻬﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺯﺩﻩ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ...
به نظر شما الان چیکار کنم
وساطت

هموطن
انقدر دستتو توی دماغت نکن
شما قراره امروزبا این انگشت حماسه بیافرینی!!!
تن ها........
دلهای ما با هم
دل، از تو لبریزست
تنهای تنها هم

من اگه خدا بودم..

نشانی....
نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي
...........
زدنتون رو به دل هر کی که با غرورتون بازی می کنه بزارین.....
گاهی
گاهی وقتی کسی از زندگیتان می رود دارد به شما لطف می کند؛ او فضایی خالی
به جا میگذارد برای کسی که لیـــــــاقــــــت آنجا بودن را داشته باشد…...
من و تو
من و تو شباهت های متفاوتی باهم داریم:
هر دو شکستیم؛ تو قلب مرا، من غرورم را
هر دو رقصیدیم؛ تو با دیگری، من با سازهای تو
هر دو بازی کردیم؛ تو با من، من با سرنوشتم
و در آخر هر دو پی بردیم
تو به “حماقت” من، من به “پست” بودن تو
آری، این شباهت های متفاوت هر روز آشکارتر میشود…
......
نویسنده: pure love
یه قصه جالب
در ادامه مطلب
نویسنده:pure love
همیشه
همیشه یادمون باشه که نگفته ها رو میتونیم بگیم اما گفته ها رو نمى تونیم پس بگیریم
نویسنده: pure Love
وای.....
مسواک زدن///

دلتنگی....
دل تنگم هواي گريه دارد
دل تنگم غريب اين در و دشت
نمي داند كجا سر مي گذارد
رو برگردانی .....
ابر وقتـــی از غم چشم تو غافل میشود
جای باران میوه اش زهر هلاهل میشود
سر بچرخان از تنت بیرون بیا لختی برقص
در هــــوای چیدنت دستان من دل میشود
سر بچرخان از هوا سرشار شو قدری بخند
دین من با خنده گـــــرم تــــــو کامل میشود
هر طرف رو میکنم محرابی از ابروی توست
رو بگردانــــی نمـــــــاز خلـــق باطل میشود
میتوانی تب کنی بغض زمین را بشکنی
بی نگاهت آب اقیانوسهـــــا گل میشود
چشمهــــایم را بگیــــر و چشمهـــایت را مگیر
ای که بی چشم تو کار عشق مشکل میشود

گرما
نفس های تو ، دست های تو ، آغوش تو...!
من به خورشید ایمان ندارم !!!
One night
یک شبی با یاد تو بدرودخواهم گفت و رفت
خاطراتت را به جوی آب خواهم گفت و رفت
در فرار شعرهایم یک شبی خواهم نشست
آخرین اشعار خود را بر تو خواهم گفت و رفت
با خیالت بر دیار قصه هارفتم ولی
…
One night I will say bye and will leave
I will say your memories to the sike and will leave
I will sit in the top of my poems one night
I will say my last poem from you and will leave
I went to the land of stories whit your dreams but…

ما و من
" ما " شدن لیاقت می خواهد
سالهاست با " من " زیسته ام
مگذاراین لحظات آخر
به بدنامی بگذرد

آیا میدانید؟2
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم
اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه
كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت
كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند
ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف
كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند
ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و
برداشت كشف كردند ايرانيان بودند
.
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق
به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند
.
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب
كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن
بدن ساختند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند
ایرانیان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني.
آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام
ايراني اختراع شد با 115 سرباز
.
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در
7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از
آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند
ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف
كردند ايرانيان بودند
زنده باد کشورم ، کشورت ، کشورمون ایــــــــران
واژه
دنیا دارد از شعرهای عاشقانه تهـی میشود!
و مردم نمیدانند...
چگـونه میشود...
بـی هیچ واژهای...
کسـی را که این همه دور است،
این همه دوست داشت...؟؟!!

نقاب
دست
به صورتم نزن!
می ترسم بیوفتد
نقابِ خندانی که بر چهره دارم!
و بعد
سیلِ اشک هایم
تو را با خود
ببرد!!
و باز من بمانمُ
تنهایی...!
نشانی
نـشـــانی ام را می خـواســـتـی ؟
هــمـان مـحـلــه ی قـدیـمی پـائـیـز !
مـنتـظرم هـــنـوز ...
اما زرد
اما خشــڪـ
گاهی به یـاد می آورم تــو را
زیـر پـا ڪه می مـــانـم ...

رفیق
رفـــیـق، الـــوچـه نــیــــــت،بــهــش نـمــک بــزنــــی
پـــسـرهـــمــــــایـــه نــیـس بـــهـش کـلـــک بــزنــی
دخــتــرنیـــــــت بــهش چــــشـمک بــــــزنـــی!
'رفـیق'مقد ــــه بایدجلوش زانو بزنی...
خستــه ام
من خسته ام از اشکها و لبخندها
و از انسانهایی که می خندند و می گریند
و از اندیشه کردن که چه پیش خواهد آمد
برای مردمی که می کارند و درو می کنند
من خسته ام از روزها و ساعتها
و از جوانه های خشک و گلهای نازا
من خسته ام از آرزوها و رویاها و قدرت ها
و از همه چیز مگر از
خــــــــــــــواب

تَـــرَک
دیــده ای شــیشــه هـای اتــومبــیل را ..
وقـــتــی ضربـــه ای مـــی خــورنـد و مـــی شــکنـنـد ! ؟
دیــده ای شـیشــه خــرد مــی شــود ولــی از هــم نمــی پاشــد ! ؟
ایـــن روزهـــا همـــانــ شــیشــه امــــ ؛
خــرد و تــکـه تــکــه ،
از هــم نـمـــی پــاشـمــ ...
ولـــی شــکـستـــه امــ ...

لقمان
درد و دل یک دختر
درد و دل یک دختر
دختری هستم به سن سی و سه فارغ از درس و کلاس و مدرسه
مدرک لیسانس دارم در زبان دارم از خود خانه و جا و مکان
مرغم و خواهم زبهر خود خروس مانده ام در حسرت تاج عروس
مبل واسباب ولوازم هرچه هست پنکه وسرویس خواب وفرش وتخت
هست موجود وجهازم کامل است پول نقد و زانتیا هم شامل است
هرچه گوئی هست وتنهاشوی نیست برسرم گیسو و زلف و موی نیست
ترسم از بی شوهری گردم تلف بر دهانم آید از اندوه کف
کاش جای این همه پول و پِله گیر میکرد شوهری توی تله
میشدم عبد و کنیز شوی خود می نمودم چاره درد موی خود
گیسوانی عاریت چون یال اسب می نشاندم بر سرم با زور چسب
زلف خود را چون پریشان کردمی حتم دارم در دلش جا کردمی
آنچنان شوری زخود برپاکنم تاکه شاید در دلش ماًوا کنم
بارالها تو کرم کن شوی را خود مرتب میکنم این موی را
بدون شرح
خواندن ذهن شما از پشت مانیتور
http://www.fal.maghsad.com
سراب عشق
از دور زیبا و از نزدیک تهی از حیات

طاووس
طاووس را دیدم که می کند پر خویش
گفتم مکن که پر تو زیبا و با فر است
بگریست زار زار و مرا گفت که ای حکیم
آگه نیی که دشمن جان من این پراست
مرگ
عریان آمدم عریان می روم
از تاریکی آمدم به تاریکی می روم
گریان آمدم...
گریانم مبـــــــــــــر.

شاد
نوشته هایت درد دارند...!
و من یاد مردی می افتم...
که با ویالونش...
گوشه ی خیابان شاد میزد...
اما با چشمهای خیس...!
نکات جالب
برای يك بار پريدن ، هزار هزار بار فرو افتادم
هيچ
وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نميتوني حفظش کني
چطور انتظار داري کسي ديگهاي برات راز نگهداره
هیچ
انسانی دوست ندارد بمیرد، اما همه آنها دوست دارند به " بهشت " بروند...
اما ای انسانها... برای رفتن به " بهشت " ...
اول باید مرد
واژه های باران
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
مازیار فلاحی

کنار سیب و رازقی
نشسته عطر عاشقی
من از تبار خستگی
بی خبر از دلبستگی
عاشقم
ابر شدم صدا شدی
شاه شدم گدا شدی
شعر شدم قلم شدی
عشق شدم تو غم شدی
لیلای من دریای من
آسوده در رویای من
این لحظه در هوای تو
گمشده در صدای تو
من عاشقم مجنون تو
گمگشته در بارون تو
مجنون لیلی بی خبر
در کوچه های دربه در
مست و پریشون و خراب
هر آرزو نقش برآب
شاید که روزی عاقبت
آروم بگیرد در دلم
کنار هر ستاره ای
نشسته ابر پاره ای
من از تبار سادگی
بیخبر ازدلدادگی
عاشقم
ماه شدم ابر شدی
اشک شدم صبر شدی
برف شدم اب شدی
قصه شدم خواب شدی
آیا میدانید؟
اراده ی به خیر کنید.
مردگان
یکone

One song can spark a moment
یک آهنگ می تواند لحظه ای جدید را بسازد
One flower can wake the dream
یك گل میتواند بهار را بیاورد
One tree can start a forest
یك درخت می تواند آغاز یك جنگل باشد
One bird can herald spring
یك پرنده می تواند نوید بخش بهار باشد
One smile begins a friendship
یك لبخند میتواند سرآغاز
یك دوستی باشد
One handclasp lifts a soul
یك دست دادن روح انسان را بزرگ میكند
One star can guide a ship at sea
یك ستاره میتواند كشتی را در دریا راهنمایی كند
One word can frame the goal
یك سخن می تواند چارچوب هدف را مشخص كند
One vote can change a nation
یك رای میتواند سرنوشت یك ملت را عوض كنند
One sunbeam lights a room
یك پرتو كوچك آفتاب
میتواند اتاقی را روشن كند
One candle wipes out darkness
یك شمع میتواند تاریكی را از میان ببرد
One laugh will conquer gloom
یك خنده میتواند افسردگی را محو كند
One hope will raise our spirits
یك امید روحیه را بالا می برد
One touch can show you care
یك دست دادن نگرانی شما را مشخص میكند
One voice can speak with wisdom
یك سخن میتواند دانش شما را افزایش دهد
One heart can know what's true
یك قلب میتواند حقیقت را تشخیص دهد
One life can make a difference
یك زندگی میتواند متفاوت باشد
You see, it's up to you
شما میبینی پس تصمیم با شماست
معبودا , به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند
حق ما
پیش از آنکه درباره زندگی و شخصیت من قضاوت کنی
خودت را جای من بگذار
از مسیری که من گذشته ام عبور کن
با غصه ها , تردید ها , درد ها , ترس ها ,محدودیت ها , اشتیاق ها و خنده هایم زندگی کن
یادت باشد هرکس سرگذشتی دارد
هر وقت بجای من زندگی کردی به جای منم قضاوت کن
نرخ خنده
نقــاش بـاشـی!
چـقــدر می گیـری
بیایی و صفحه های سیاه دلم را رنـگ کنی؟
دقــــــ...ت
بازی
عیدتون مبارک

عیدتون مبارک
چشماتو ببند و حس کن الان توی شلوارته
دوستی
ارزشمند ترین کلمات ...

سازنده ترین کلمه" گذشت" است... آن را تمرین کن
پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند.
عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.
بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش.
دلیل
آدم هـا می
آینـد ، زنـدگی می
کننـد ، می میـرنـد و می
رونـد
امـا فـاجعـه ی زنـدگی تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه
آدمی می رود امّــا نـمی میـرد!
مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن تـو چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـری در حالـی کـه زنــده ای
زندگی هر انسانی
و هزاران راه آسان و غلط .....

وفا

فریدون توللی
گلایه
چه کـرده ای " تـو " با دلـــم ؟
که از تـو پیـش دیـگران گلـایه هـم که
می کـنم
شــعر حـساب می شـود

جای خالی..
اما توی اون لحظه جای خالی طرف رو پر میکنه!
تقصیر ما نیست می خواست باشه تا ما بودنشو بوسه بارون کنیم
نه اینکه خاطره هاشو دود کنیم…!!!

با سلام